الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : محمدرضا عطائى )
126
حياة الإمام زين العابدين ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام سجاد ع ) ( فارسي )
بينندهاى به هول و هراس مىافتد ، وقتى كه اولاد خردسالش فراموشش كردند فرزندان بزرگ او همچنان بر وى ندبه و زارى كنند و چه بسا زنان كه هنوز بر مصيبت او مىنالند و بسى اشك بر گونههايشان جارى است . ثم أخرج من سعة قصره ، إلى ضيق قبره ، فلما استقر في اللحد ، و هيل عليه اللبن احتوشته اعماله ، و احاطت به خطاياه ، و ضاق ذرعا بما رآه ، ثم حثوا بأيديهم عليه التراب ، و اكثروا البكاء عليه و الانتحاب ، ثم وقفوا ساعة عليه ، و ايسوا من النظر إليه ، و تركوه رهنا بما كسب و طلب . فولوا عليه معولين و كلهم * لمثل الذي لاقى اخوه محاذر كشاء رتاع آمنين بدا لها * بمديته بادي الذراعين حاسر فريعت و لم ترتع قليلا و اجفلت * فلما نأى عنها الذي هو حاذر ، . . . ( 1 ) پس از آن كه او را غسل دادند و كفن كردند از آن قصر وسيعش بيرون كرده به سوى تنگناى گور ببرند و چون در لحد قرار گرفت و با خشت و گل روى او را پوشاندند ، اعمال و كردارش اطراف او را بگيرند و خطاها و گناهانش او را احاطه كنند و او از ديدن آن حالت سخت دلتنگ شود . پس از آن كه فرزندان و وابستگان با دست خود بدن او را زير خاك پنهان ساختند و گريه و زارى بسيارى كردند ، سپس ساعتى بر سر قبرش مىايستند و چون از ديدارش نااميد گشتند او را در گرو اعمال و رفتار و دستاوردهاى زندگيش تنها مىگذارند . همگى در حالى از آنچه بر سر برادرشان آمده بيمناكند با آه و ناله از سر قبر وى بازمىگردند . عادت إلى مرعاها و نسيت ما في اختها دهاها ، أ فبأفعال الانعام